
حال که من از خودم دورم نزدیکی من به دیگران باعث دوری خودم از خودم می شه خستگی یعنی اینکه مثل یه مرد جلوی مشکلاتتون زانو بزنی و صدای شکستن غرورتان را زیر همون زانو های خسته یتان همراه کج شدن قامتتان در یک روز حس و شنوی «««خستگی عیب و عار نیست»»»» خستگی یعنی اینکه همه بهت می گن خسته نباشی و تودر پ جایی برای شکستن غرورت با هق هق توی گلویت و نمی از اشک که روی صورتت هست و بغضی که گلویت را فشار می دهد الیاز ((با تشکر از دماغ خوشگلم)) ...
ادامه مطلب
خطی کشید روی تمام سوال ها تعریف ها معادله ها احتمال ها خطی کشید روی تساوی عقل و عشق خطی دگربه قاعده و مثال ها خطی دگر کشید به قانون خویشتن قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها از خود کشید دست و به خو نیز خط کشید خطی به روی دفتر خط ها و خال ها خط ها به هم رسید و به یک جمله خط شد با عشق ممکن است تمام محال ها فاضل نظری (گریه های امپراطور) ...
ادامه مطلب
ملتی که دلش می خواست فقط بنویسد که خط خطی بشود خیال می کرد با دو نخ سیگار می تواند شریعتی بشود الیاز ...
ادامه مطلب